بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى

آئينه بينايان 153

مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )

سعى در عمل و رياضت ، كه سالكانند با عمل ، دوّم - اهل حفظ كه نگهدارى خود مىكنند از زحمات رياضات ، و يا از مناهى ، و بسياسات ظاهرى شرع ، عمل مىنمايند ، كه اهل ارادت و مريدانند ، كه در حفظ و سياست مراد ، كار مىكنند ، يا مراد علماء و زهّاد صورى ظاهريست ، طبقه سوّم اهل حقّ و عنايت‌اند ، كه مجذوبان سالك‌اند و لذا ممكن است كه مراد از طبقهء دوّم مجذوبان مطلق باشند « النّاس في هذا الأمر على ضربين مريد حافظ و مراد محفوظ » مردم در اين امر سلوك دو قسمند يكى مريديست حافظ يعنى حافظ نفس خود از اشتغال بما سوا ، و ما لا يعنى ، دوم مراديست محفوظ كه بىاختيار خود حقتعالى حفظش كرده است فالمريد طالب مبين پس مريد طالب است آشكار يا مبين يعنى روشن و آشكاركننده « و المراد مطلوب مصون » و مراد ، مطلوب طالبست كه نگاه داشته شده از طرف حق . « و المريد عمل فوجد » مريد عمل كرده ، پس از آن دريافته ، يعنى وجد و آثار جذبه به او رسيده « و المراد وجد فعمل » و مراد دريافته ، پس عمل كرده ، يعنى جذبه‌اش قبل از سلوكست ولى مريد به عكس اين بود « النّاس ثلاثة عارف و عالم و مريد » و مردم سه صنف‌اند : عارف و عالم ، و مريد . « فامّا العارف فهو لربّه دون حظّه » اما عارف ، پس براى پروردگار خود است نه براى حظّ خود . « و امّا العالم فهو لعلمه مع حظّه » عالم براى علم خود است ، خواه علم صورى ، و خواه علم سلوك با حظ او از علم و عمل از حقتعالى « و امّا المراد فهو لمراده برؤية حظّه » مريد براى مراد خود است در كلّيّت و جزئيّت ، با ديدن حظّ خود از متابعت پير با عمل ، و از احوال و اعمال ، چه هنوز در مقام مريدى است و اگر حظّ خود را نه‌بيند ، آن‌وقت مراد مىشود